
در این مطلب می خوانیم: طبق فرمایش مولی علی (ع) در نهج البلاغه: « از طریق تجربه ورزی با مردم گویی با آنان زندگی می کنیم. » و از این طریق بر دانش و توانمندی و پتانسیل فکری و عملی ما اضافه می شود و قدرت نوآوری و خلاقیت ما افزون می گردد.
تاریک اندیشی زیستن در غرقاب و گرداب مجهولات است ؛ تجربه دانی و تجربه ورزی به آدمی کمک می کند تا از جهل مرکب و مجهولات مغلق به در آید و راه خروج و نجات در یابد و نوری بر زندگی بتاباند و روشنی پیدا کند و قفل زندگی بگشاید ، تجربه عبرت و پند و گشایش است .
البته آنان که خود را از آموختن بی نیاز می دانند و خویشتن را اصل حق و حقیقت می پندارند ، هرگز به دنبال یاد گیری از تجارب دیگران و درس آموختن از اندیشه و دانش کار آزموده ها نمی روند و تجربه و تعلیم و تعلم را نمی پذیرند و در تاریک مغزی و جهل خود ساخته می مانند، همانند دوران قرون وسطی ، که عصر تاریک اندیشی و ظلمت گفته می شود.
3-تجربه ورزی و روشن اندیشی موجب شکوفایی استعدادها و بالندگی قوای والای آدمی می گردد.
تجربه با خصلت دانش و عبرت آموزی سبب بیداری و آگاهی انسان است ، به واسطه بیداری عقل و جان آدمی ، توانمندی های نهفته و استعدادهای خفته وی شروع به شکوفیدن و برکشیدن و بالیدن می کند و رشد و تکامل قوای درونی آغاز می گردد. مثلاً از دانش و تجربه دیگران استفاده می کند و نحوه و حرفه ی تجارت و بازرگانی یاد می گیرد و بر اثر تمرین و آزمایش و ممارست در کار دادو ستد و تجارب مهارت می یابد و این استعداد را شکوفا می کند ، در حالی که اگر از دیگران تجربه نمی آموخت و مهارت کسب نمی کرد، شاید اجل دیگر امان رشد طبیعی و طویل المدت به چنین شخصی نمی داد؛ سایر فنون و حرف نیز چنین است، تجربه ورزی یاری گری و بیدارگری می کند و غفلت موجب خسران بلا جبران است.
تجربه و روشن اندیشی ، در اصل ، ورود به باغ معانی می باشد ، یعنی ، تجربه انسان را به قلمرو معانی و ورود به حقیقت و اصل پدیدارها سوق می دهد و یاری می رساند ،زیرا ، معانی با عقل و خرد آدمی دریافت می شود یا جست و جو می گردد؛ پس، فقدان تجربه ورزی و اندیشیدن به جایگاه و نقش تجربه ، سبب ناآگاهی و ناروشنی و در نتیجه موجب عدم شکوفایی استعدادها فطری و طبیعی انسان می شود و چنین روندی با فلسفه و حکمت خلقت آدمی سازگار نیست ؛ مثلاً ، کالبد و پیکر انسان در مقایسه با روح و جان وی ، ظاهر و نمود است و آن جان و روح حقیقت و معنای وجود انسان است. هر چیزی با این نگاه ، مجاز و حقیقی دارد ، که تجربه برای کشف و شکوفایی آن حقایق ضرور است.
تجربت کردم و دانا شدم از کار تو من / تا مجرب نشود مردم ، دانا نشود ؛ 'منوچهری'،
برو ز تجربه ی روزگار بهره بگیر / که بهر دفع حوادث تو را به کار آید ؛ 'رودکی'
بنابر این ، هر تجربتی عقلی زیادت کند و داروی تجربه مردم را از هلاک جهل برهاند.
زیرا که به ز تجربه آموزگار نیست : 'مسعود سعد'.
حاصل این که ، تجربه ورزی یکی از عوامل و اسباب شکوفایی نیروهای خدادی آدمی می شود و آن نیز موجب تعالی و اثر بخشی زندگی می گردد. ان شاالله.
*منبع: روزنامه ابتکار، 28 اردیبهشت 1395
**گروه اطلاع رسانی**9370**9131
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان