خرید بک لینک

ادامه مطلب به این شرح است: کنار برگزاری جشن ها و عزاداری ها، کنار برپایی شادی ها و سوگواری ها و در حاشیه برگزاری آیین ها و سنتها، همان چیزی که مهم تر از هر چیز است همیشه یادمان می رود.
اینجا نمی گویم چه، بگذارید قضاوت را برای آخر کار،قبلش اما چند صحنه تکراری از صدها صحنه ای که این روزهای برات و نیمه شعبان هر کداممان شاهدش بودیم.
پخش شربت و شیرینی و بسته شدن خیابانها و قفل شدن ترافیک، صدای بلندگوها و پخش آهنگ های گوش خراش، فرش شدن خیابانها از انبوهی از لیوان های یکبار مصرف یا پوشش انواع خوراکی ها.
ازدحام جمعیت در مقابل برخی از مغازه ها برای بهره مندی از تخفیف های ویژه عیدانه و راه بندان عابرین پیاده، بی نظمی در رفت و آمدها و توقف های ممنوع متعدد.
عدم توجه به راهنمایی های پلیس، هزینه های چند ده میلیونی بدون توجه به اصل بصیرت افزایی در خصوص مهدویت و معطوف شدن به لذتی از خوردنی ها و آشامیدنی ها و دیدنی ها و شنیدنی ها.
هزینه های چند صد میلیونی روز برات در بهشت متقین و بی توجهی چندباره به پرهیز از اسراف، سد معبر خودروها و عابرین در محل های رفت و آمد، مزاحمت اندکی فرصت طلب برای نوامیس و تعدی به حق مردم.
در این جولان زرق و برق و در این وانفسای دورشدگی از قانون و نظم و اخلاق، حق و حقوق مردم پس چه می شود؟
در این جولان زرق و برق و در این وانفسای دورشدگی از قانون و نظم و اخلاق، حق و حقوق مردم پس چه می شود؟ حلالیت از آنانی که به خاطر بی نظمی های ما دلشان آزرد، وقتشان هدر رفت، بیمارشان پشت صفی طویل از ترافیک خودروها ماند و حالش وخیم تر شد.
آنانی که کارشان دیر انجام شد، یا حتی از نماز اول وقتشان دور شدند، به خاطر این همه بی نظمی و بدنظمی بدقول شدند ،... و خلاصه حالا مدعی حقشان از آنانی هستند که مسبب چنین وضعیتی شدند.
برای همه ما چنین صحنه های تکراری وگفتن ونوشتن درباره آن، تکراری تر شده است.
حالا تازه رسیدیم به آن قضاوت پایانی که اصلش و حقش گفتن است؛ چه برنجیم و چه خم به ابروی وجدان مبارکمان نیاید! اما بگذارید بگویم که واقعیت این است گاهی حق الناس فقط لقلقه زبانمان است و پل صراط را هم نه قبول داریم نه به آن اعتقاد آورده ایم، که اگر جز این بود رعایت حال یکدیگر را بیشتر از این می کردیم.
دلمان به ثواب های این جشن ها و سنتها خیلی خوش نباشد که گاهی با سوء رفتارمان ثواب ها تبدیل به عِقاب ها می شوند و وبال گردنمان آن طرف دنیا.
همه به سنتها، به آیین ها، به جشن های مبارک ملی و مذهبی مان اعتقاد داریم و احترام می گذاریم، اما بیشتر از آن به فرهنگی پایبند باشیم که زیباترین تداعی ها را در ذهنمان از برگزاری این جشن ها و آیین ها می خواهد بسازد.
فرهنگ برگزاری مراسم عروسی مان درست و صحیح است؟ فرهنگ مراسم دید و بازدیدمان بدون اشکال است؟ فرهنگ دور هم نشینی ها و تفرح رفتن هایمان نقصی ندارد؟ با طبیعت دوستیم؟ با شهرمان مماشات می کنیم؟ حق همسایه را به جا می آوریم؟ برای خودمان که نه، حداقل برای دیگر شهروندانمان حقی از شب و روز و استراحت و آرامششان قائلیم؟
فرهنگ مدیریت هزینه ها را یاد گرفته ایم؟ فرهنگ پاسداشت واقعی جشن ها و اعیادمان را بازآموزی کرده ایم؟ اصلاً یاد گرفته ایم شاد باشیم بدون مزاحمت برای دیگران؟ یا جشن بگیریم بدون ایحاد زحمت برای شهروندانمان؟ یا سنت هایمان را احیاء کنیم، احترام کنیم و اجرا کنیم بدون تحریف، بدور از رنگ و بوی اشرافی گیر و بی هیاهو و بی ادعا؟ واقعاً فکر کرده ایم فاصله ما تا رسیدن به این فرهنگ های خوب چقدر است؟
2047/7559/

انتهای پیام /*

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 6 خرداد 1395 ساعت: 11:06

صفحه بندی