
ادامه گزارش به این شرح است: کلنگ احداث هتل بر بلندای مرتفع ترین تپه شهر، پای درختان کاج به زمین خورد، روسا رفتند همانها که دستورداده بودند زمین به وسعت مستطیلی بزرگ از درخت خالی شود.
کارگران فضای سبز که سالها پیش به دست خود نهالها را غرس کرده بودند حالا باید درختان را از ریشه بیرون می کشیدند.
آن روز با دستان پینه بسته آنها دهها درخت از زمین برآمد تا شاید رویای هتل 5 ستاره شهرتعبیر شود، وقت غروب آفتاب چشمان باغبان آنگاه که خسته تر از همیشه به خانه می رفت بارانی بود!
15-10 سال پیش مسافرانی که از بلوار فرودگاه وارد بیرجند می شدند در سمت چپ نگاه خویش روی تپه ها به نمای چشم نوازجنگلی از کاجهاخیره می شدند که قرار بود در آتیه شهر قد بکشند، به رعنایی دل آرایی کنند و سرنوشت سبزی برای «نگین کویر» رقم زنند.
سربازان، دانشجویان و مهمانانی که از دیرباز به این دیار آمده اند تایید کرده اند که بیرجند برخلاف تصور، شهری همیشه سبز و پردرخت است و این هم البته حاصل تلاش و شاهکاریست یادگار گذشتگان ما که با روحی به زلالی آب و شفافیت آیینه کاشتن درخت را فریضه می دانستند.
حالا در ربع قرن اخیر بخت درختان شهر عجیب رنگ سیاهی به خود گرفته است.
«سودای توسعه»، حرص فروش زمین و پر کردن کیسه، را در مرکز استانی دور افتاده به برکت بازی بورس بازان و دلالان چنان آتشناک ساخت که در برهه هایی از زمان، قیمت زمین به آسمان رسید و طعنه به پایتخت و کلانشهرها زد و در این گرم بازار مردم و مسئولان دست به دست هم دادند تا تاریشه درختان شهر را بسوزانند.
به گفته حسینی بازنشسته فرهنگی که عشقی دیرینه به آب و درخت دارد این اواخر شیوع تب آپارتمان سازی علت العلل نابودی هزاران درختی بود که سالها در منازل بیرجندیها سایه انداز بوده است، مثال می زند: در خیابانهای معلم ، مدرس ، غفاری ، طالقانی و ... صدها منزل باغچه دار و پر درخت خراب شد تا به جای آنها برج سازی شود.
با یک حساب سرانگشتی اگر از هرباغچه این منازل 7-6 درخت قطع شده باشد خدا می داند در همه این سالها چه میزان از فضای سبز شهر نابود شده است!
او از نابودی درختان حاشیه خیابانها توسط برخی شهروندان خودخواه هم گلایه دارد آنهاکه پای درختان گازوئیل یا مواد شیمیایی می ریزند تا خشک شوند بعد هم پولی به شهرداری می دهند تا درختها را قطع کنند، چون نمای ساختمانشان را آلومینیوم کرده اند، باید هزینه تفاخر آنها را شهروندان و نسل آینده بدهد.
به دولتی ها هم انتقاد دارد 8-7 سال قبل یک شرکت تعاونی مسکن قانون را زیر پا گذاشت و حدود 60 درخت 40-30 ساله را شبانه قطع کرد.
از درختانی می گوید که براثر اهمال در پارک جنگی سوختند و کاجهایی که در محوطه نیروگاه برق غفاری خشک شدند و سروهای زمین صدا و سیما که قامتشان بی صدا شکست و سیمایشان از پیش چشم مردم محو شد،هیچکس هم به روی مبارک نیاورد.
می گوید بررسی کنید و ببینید برای نمایش نمای بانک ها و صندوقهای اعتباری که شهر را قرق کرده اند چه تعداد درخت قطع شده است.
باز آدرس می دهد، پشت پمپ گاز انتهای مدرس که محل مرغوبی برای ساخت و ساز است درختان را خشکاندند مدعی است: بعدها با یک مصوبه نیم بند قانون را دور می زنند و زمینها را تغییر کاربری می دهند و شاید در مزایده بفروشند.
از درختان ورودی شهر برروی تپه ها در محله جلیلی می گوید که اگر به آن رسیدگی می شد حالا جنگلی انبوه بود که می توانست ((برند)) و مشخصه زیبا و آبروی شهر باشد.
افسوس این معلم دلسوخته از آنجاست که به زعم او مسئولان دغدغه حفظ آبادی و میراث گذشتگان را ندارند.
قطع، خشکاندن و سوزاندن درختان که از نظر اسلام حتی در جنگها نهی شده به باور حسینی در این منطقه کویری چیزی مترادف قتل نفس است.
به توصیه او به محله جلیلی آمدیم جایی در حاشیه خشکرود شمال شهر بیرجند در مجاورت بلوار صیاد شیرازی. خانم محمدی که سی سال ساکن این کوی بی نام و نشان است.
خاطره هایی از جنگل کاری تپه ها دارد: در تمام این بلندی ها تا خیلی جلوتر در حاشیه رودخانه درختان کاج، بادام و گز کاشتند فکر کنم فرمانداری و منابع طبیعی پشت کار بودند در چند جای مرتفع تانکر گذاشتند و درختها را با آبیاری قطره ای سیراب می کردند.
پیرزن آهی از سرحسرت می کشد و ادامه می دهد: تا 8-7 سال قبل هنوز به درختها آب می دادند،کار خیابان سازی در زمینهای بالا دست که شروع شد درست وقتی که درختها قد کشید و سرو شکل قشنگی پیدا کرد همه چیز را رها کردند و رفتند.
حالا درختها همه خشک شده جز تک و توکی که سبز ماندنشان بیشتر به معجزه می ماند چون از هیج جا آبی به آنها نمی رسد.
نگاهش را به جای خالی جنگلی 30 ساله در بهترین چشم انداز شهر می اندازد جنگلی که نیست ، می پرسد سالها وقت و میلیونها پولی که صرف کاشت و داشت این درختان شد هزینه از بیت المال نبود و کسی نباید پاسخگو باشد؟!
** دولتی ها پیشتاز نابودی درختان
رحیم آباد تا دو دهه قبل روستایی شاداب بود در مسیر کوه باقران با چاه آب و درختان تناور.
ردیف گلهای صد برگ جلوی باغ در دومین ماه بهار، بهشتی می شد آکنده از عطر گل محمدی، آن روزها رحیم آباد این همه صاحب نداشت و آباد بود و امروز چند صاحب و مالک و مدعی دارد و رو به نابودی.
باغ سرسبز میراث فرهنگی، تنها با دیواری گلی از باغ بنیاد جدا می شود زعفرانی نام باغی است که سالهاست چون نامش زرد شده و حالا بیشتر به داغی می ماند برچهره شهر، آنگونه که یکی از اهالی می گوید: این باغ تا 15 سال قبل پر بود از درختان متراکم زردآلو، توت و کاج .
در مدتی که چاه آب خراب بود به همان بهانه آبیاری نشد، بعد هم در زمستان که زنده و مرده اشجار معلوم نیست همه درختها را بریدند!
وی ادامه می دهد : در پایین ده، استانداری درختان وقفی اوقاف و بنیاد را تصرف کرده و معلوم نیست چه خوابی برای آنها دیده که آنها را آبیاری نمی کنند، می پرسد به نظر شما چرا؟
بیشتر جاها درختان حاشیه خیابان یا نبش چهار راهها با قابلیت فروش میلیاردی (بعد از تغییر کاربری) سرمازده می شوند یا اتفاقاً آفات به همین درختان حمله می کنند و تا آنها را نخشکانند رهایشان نمی کنند؟
با کدام منطق عقلایی درختان 50 ساله مثمر و مفید را قطع می کنند و بعد در هفته درختکاری جلوی دوربین ها چند چوب خشک ! به زمین فرو می کنند و عکس و فیلم می گیرند.
** فضای سبز پادگان قبل از نابودی کامل به شهرداری واگذار شود
خیابان شهید قرنی که از میان پادگان و فضاهای نظامی در دامنه تپه ها می گذرد بلوار صیاد شیرازی را به خیابان شهید ناصری متصل می کند حدود 2 کیلومتر طول دارد.
شهروند کارمندی که به مناسبت شغلش هر روزه از این خیابان می گذرد از نابودی صدها درخت در این مسیر دو کیلومتری در داخل پادگان و طرف دیگر خیابان ابراز تاسف می کند و ادامه می دهد: از همان تقاطع بلوار ناصری می توانید اشجار خشک شده و آثار آن را ببینید قبلا تا چهار راه صیاد همه درختان سبز و با طراوت بود حالا درختان زنده بسیار کم شده است.
به گفته علوی در حالی که در گذشته درختهای پادگان پلاک و شناسنامه داشت و به شدت محافظت می شد حالا این همه مسامحه پذیرفتنی نیست.
حتی اگر زمین های پادگان فروخته هم شده باشد خشکاندن و بی توجهی به فضای سبز بر خلاف دین و قانون کشور است، بالاخره روزی این محدوده به شهر اضافه خواهد شد و برای آن نقشه ای تهیه خواهد شد.
آیا باید فضاهای سبز فعلی را به برهوت تبدیل کرد و دو باره از صفرکار کاشت اشجار را شروع کرد آیا تحمیل این همه هزینه به جامعه شرعی و اخلاقی است.
اگر پادگان توان رسیدگی یا انگیزه نگهداری درختان را ندارد نباید تا آن زمان پشت حصار ، درختان 50-40 ساله نابود شود، بهتر است در جلسه ای با مسئولان استانی این فضای سبز را در اختیار شهرداری قرار دهند.
** بحران زیست محیطی در کمین شهر بیرجند
هر درخت تا 5 درجه هوای اطراف خود را کاهش می دهد پس در سطح وسیع کاشت درختان می تواند روی آب و هوا اقلیم و میزان نفوذ آب اثر بگذارد درختان کاهنده آلودگی صوتی و گرد و غبار هستند.
دانشجوی کارشناسی ارشد باغبانی و زراعت با بیان این مطلب ادامه می دهد: جایی که پوشش گیاهی نداریم آب به زمین نفوذ نمی کند و باعث جاری شدن سیلاب و تخریب زمین می شود.
به گفته صادقی پوشش گیاهی مناسب حتی در تعریق و تبخیر و افزایش بارندگی موثر است و هر جا که فضای سبز نابود شود خاک فرسایش می یابد و به مرور به افزایش دما و ایجاد ریزگرد منتهی می شود، پدیده ای که آثار آن چند سالی است در بیرجند نمایان شده است.
او احیای جنگل ها و مراتع در فضاهای شهری و اطراف آن را بهترین راه جلوگیری از خطرات زیست محیطی آینده می داند و هشدار می دهد در تمام سالهای اخیر قسمت های بزرگی از فضای سبز شهر بیرجند نابود شده ؛ بدون آن که در مساحت معادل و در جای مناسب احیا شود.
به گفته وی قطع درختان یا وعده کاشت در جای دیگر معنا ندارد و جز در حالت خطر مجاز نیست، می پرسد مگر می شود مرکز شهر را با این همه آلودگی صوتی و ساختمانهای بلندکه باعث بروز گرما و مانع جریان آلودگی هوا است و وجود فضای سبز در آن حیاتی به شمار می رود از درخت تهی کرد و مثلا در کمربندی به جای آن جنگلکاری کرد؟
وی از سطحی نگری به موضوع نابودی درختان در شهر کویری بیرجند انتقاد می کند و می افزاید: هزینه های ناشی از حذف اشجار حتی از نظر ریالی در دراز مدت بسیار بسیار بیشتر از سودهایی است که از تخریب محیط زیست عاید افراد و سازمان ها می شود.
تاکید می کند برای حفظ درختان شهر حساسیت و تعهد لازم وجود ندارد و در حالیکه شهرداری همه ابزارهای قانونی را برای برخورد و تعقیب قضایی متخلفان در اختیار دارد اما به خصوص در مواجهه با سازمان های دولتی کوتاه آمده وکاملا انفعالی عمل کرده
است.
به نظر او آبیاری درختان غیر مثمرکه قسمت اعظم اشجار شهر را تشکیل می دهد با پساب تصفیه ممکن است و شهرداری باید هرچه سریعتر سهمی از این آب به ویژه برای حفظ درختان پادگان بگیرد.
** دیو سرما درختان باغ زعفرانی را خشکاند
مردم می گویند خشکاندن درختان باغ زعفرانی عمدی بوده و می خواهند بعد از قطع درختان زمین ها را تغییر کاربری بدهند و بفروشند پاسخ شما چیست؟
یک مقام مسئول در بنیاد مستضعفان این ادعا را رد و علت اصلی خشک شدن درختان این باغ را سرما زدگی شدید ده سال قبل و آفت قلمداد می کند او البته دلایل دیگری هم دارد : در آن زمان به دلیل اختلاف بین میراث فرهنگی ، شهرداری ، بنیاد و کشاورزان به ما آب نمی دادند کم کاری و لجاجت باغبان هم اضافه شد و درختان را خشکاند.
به گفته او اگر بنا باشد جایی تغییر کاربری داده شود حتی اگر مشجر هم باشد شهرداری هزینه اش را محاسبه و پولش را می گیرد و نوعاً درختها بریده می شود، بنابراین ضرورتی برای خشکاندن درختان نداشته ایم.
آنچنان که این مقام مسوول می گوید کاربری کنارباغ رحیم آباد تاسیسات کاربری شهری است و برای قسمتی از این فضا طرح پمپ گاز اجرا شد اما برای بقیه زمینها فعلا برنامه ای نداریم پس به درختان باقی مانده هم کاری نداریم.
وی تاکید می کند با توجه به کاربری فضای سبز «باغ سارونه» متعلق به بنیاد در همین محدوده به شدت حفظ شده و درختان مجاور استانداری که قسمتی از آن مال بنیاد و اوقاف بوده توسط این نهاد تصرف شده و استانداری باید آنها را حفظ کند.
** کاشت درخت در تپه های ورودی شهر غیر کارشناسی بود
انصاری مدیر سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری بیرجند در پاسخ به سوالات ما درباره علت نابودی درختان تپه های ورودی شهرکاشت درخت در این اراضی را از اساس کاری غیر کارشناسی می داند.
به گفته وی زمین این محدوده که70 هکتار وسعت دارد(چیزی نزدیک به یک سوم تمام فضای سبز فعلی بیرجند!)آهکی است سالها پیش توسط منابع طبیعی بدون بررسی خاک درختکاری شده بود تا این که پس از چند سال وقتی ریشه ها به عمق 120 سانتی متری زمین نفوذ کرد به لایه آهکی رسید و پس از این زمان درختان خشک شد.
به گفته وی این اتفاق سالها پیش از تحویل این محدوده به شهرداری صورت گرفته است،آنچنان که انصاری می گوید: برای درختکاری دو باره این منطقه تمام خاک باید اصلاح شود که هزینه های سنگینی دارد.
همچنین اراضی بدون چاه آب به شهرداری تحویل شده پس مشکل آب هم وجود دارد و برای احیای دوباره درختان هم باید آب تامین شود و هم باید خاک عوض شود.
با این همه او معتقد است فضای سبز تپه های ورودی شهر حتما باید احیا شود چون هم از نظر منظر و هم تلطیف و پاکی و جریان هوا اثر بزرگی بر هوای شهر دارد که به هزینه اش می ارزد، درهر حال کاربری این منطقه هنوز فضای سبز است.
** اگر درختان کاج پادگان افت زده شود تمام درختان شهرنابود خواهد شد
وی درباره دلایل خشک شدن درختان کاج حاشیه خیابان قرنی و پادگان هم عنوان می کند: بعد از انتقال پادگان توجه به فضاهای سبز آن کاهش یافت علت آن را هم نبود نیرو و کمبود آب ذکر کرده اند که البته مشکل آنها در این زمینه ها از ما بیشتر نیست.
انصاری از مکاتبات متعددی خبر می دهد که شهرداری در آنها خواستار توجه بیشتر ارتش به حفظ درختان شده است.
به گفته او چون ورود به محیط های نظامی راحت نیست امکان نظارت هم مثل سایر نقاط شهر وجود ندارد.
نکته جالب البته درباره بیرجند آن است که مساحت بزرگی از شهرکاربری نظامی دارد پس می توان نتیجه گرفت امکان نظارت شهرداری بر بخش بزرگی از فضای سبز شهر وجود ندارد.
انصاری عنوان می کند: آماده ایم با نیروهای متخصص و کارگران فضای سبز در صورتی که منابع آبی موجود در اختیار باشد درختان پادگان را تحویل بگیریم.
وی ادامه می دهد: البته ارتش تلاشهایی را شروع کرده که کافی نیست و این فضا الان باید حفظ شود چرا که در آینده پس از تحویل اراضی به شهر و شهرسازی کار ما برای درختکاری دوباره سخت خواهد شد.
او خطر دیگر بی توجهی به درختان پادگان را برای اشجار شهر این می داند که اگر آفتی در آنها پیدا شود به سرعت می تواند به سایر درختان کاج هم سرایت کند و باعث نابودی فضای سبز شهری در سایر نقاط شود.
مدیر سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری دخالت دستگاههایی مثل استانداری را برای حل موضوع خواستار می شود و می افزاید: منطقی نیست ظرفیت امروز فضای سبز پادگان که ثمره سالها زحمت است از بین برود.
انصاری مسامحه با سازمانها و افراد را در زمینه قطع و نابودی درختان را رد می کند و از پیگیری های حقوقی متعدد و حمایت محکم دادستانی خبر می دهد که البته به زعم او ضرورتی برای رسانه ای شدن آن وجود ندارد.
با این همه هشدار می دهد قانون حفظ و گسترش فضای سبز بسیار محکم است و طرف حساب هر که باشد ملاحظه ای نمی شود و بهتر است کار به دادگاه کشیده نشود.
شهر بیرجند مرکز خراسان جنوبی با جمعییتی بالغ بر دویست و سی هزار نفر دارای 256هکتار فضای سبز عمومی است که سرانه هر شهروند 13.75متر است.
فضای سبز این شهر با احتساب محیطهای اداری حدود 450 هکتار است، یکی دو روز بعد از آن که خبرنگار آوا تهیه عکس برای این گزارش را در نقاط مختلف شهر شروع کرد سر وکله کارگران با اره های برقی برای قطع درختان حاشیه خیابان قرنی پیدا شد.
آنها به سرعت دست به کار شدند و در این چند روز تقریبا تمام درخت های خشک شده را قطع کردند و دیگر معلوم نیست که روزی در این مسیر درختانی سبز می زیسته اند حالا پس از 25سال در بالای بلندترین تپه مرکز شهر رویای هتل 5 ستاره هنوز در حد اسکلتی باقی مانده است که به کابوسی برای درختان اطراف بدل شده است نوار درختان مرده جلوی هتل تعبیر این کابوس است.
2047/7559/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان