خرید بک لینک

در ادامه این مطلب آمده است: این پرسش مطرح میشود که چه موضوعی به عنوان دردناک ترین تصمیم حیات بوروکراتیک دبیر کل سازمان ملل، محسوب خواهد شد؟ واقعیت این است که سازمان ملل، نقش تنظیمکننده موضوعات روابط بینالملل را عهدهدار خواهد بود.
تاریخ نشان داده است که نهتنها جامعه ملل در سالهای 1919 تا 1939، بلکه سازمان ملل متحد نیز از سال 1945 تا 2016، همواره الگوهای خود را بر اساس معادله قدرت و ضرورتهای سیاست بینالملل، یعنی رویکرد قدرتهای بزرگ، تنظیم کرده است. تصمیم بان کی مون، بیانگر آن است که سازمان ملل از فضای مربوط به صلح جهانی بر اساس حقوق بینالملل، فاصله بسیار زیادی دارد.
حقوق بینالملل در نگرش ویلسون و بسیاری از نظریهپردازان ایده آلیسم میتواند نقش تنظیمکننده و تعیین کننده در ارتباط با موضوعات راهبردی داشته باشد؛ درحالیکه واقعیت، موضوع دیگری است. خارج کردن نام عربستان سعودی از لیست ناقضان حقوق کودک که به نوعی لیست سیاه سازمان ملل محسوب می شود را میتوان نشانهای از الگوهای دوگانه نهادهای بینالمللی در ارتباط با بحرانهای منطقهای دانست.
وقتیکه عربستان بهعنوان حامی اصلی داعش و محور اصلی بحرانهای اجتماعی بحرین، بحران امنیتی یمن و بحران سیاسی سوریه نقشآفرین است و درحالیکه عربستان تلاش دارد تا بحران را در حوزههای محیط منطقهای خود گسترش دهد، اقدام سازمان ملل و بان کی مون، پرسشهای زیادی را درباره چگونگی نقض موضوعات حقوق بینالملل، منعکس میسازد.
اگر خواسته باشیم حقوق بینالملل را محور اصلی تصمیمگیری در ارتباط با خارجسازی نام عربستان ازاین لیست سیاه تلقی کنیم، به مفهوم آن است که نشانههایی از تبعیض حقوقی در فضای نقش یابی نهادهایی همانند سازمان ملل شکلگرفته است؛ اما واقعیت دارای نشانههای تراژیک تری است. تراژدی امروز سیاست منطقهای بر اساس نشانههایی از نقش یابی قدرتهای بزرگ، جایگاهیابی بازیگران منطقهای و جنگهای نیابتی منعکسشده است.
محور اصلی جنگهای نیابتی را گروههای تروریستی با توجه به مؤلفههای هویتی و الگوی «خشونت پایانناپذیر»شکل داده اند؛ اما داعش بهعنوان بازیگر منطقهای نمیتواند بدون حمایت مستقیم بازیگران منطقهای دولتی از هویت، اعتبار و کارآمدی برخوردار باشد.
پاداش دیپلماتیک سازمان ملل به سعودی عربستان در سالهای 2008 تا 2012 به بیشترین مازاد اقتصادی نائل شد و توانست درآمدهای قابلتوجهی را از طریق فروش نفت به دست آورد. فروش روزانه 6 میلیون بشکه نفت به ارزش هر بشکه 140 دلار، مازاد اقتصادی قابلتوجهی را برای عربستان به وجود آورده است. این مازاد اقتصادی هماکنون، در ایالاتمتحده، در کشورهای اروپایی و در فضای اقتصاد بینالملل به گردش درآمده است. هرکجا که پول به گردش درآید، سیاست را تحت تأثیر قرار میدهد.
آنچه که موریس دوورژه در قالب رابطه سیاسی و پول در چارچوب کتاب «اصول علم سیاست» مطرح کرد، بهعنوان واقعیت کنش سیاسی بازیگر چه در حوزه سیاست داخلی و چه در عرصه سیاست بینالملل محسوب میشود.
درآمدهای اقتصادی، حاکمیت بر منابع و ذخایر نفت و از همه مهمتر اینکه بهرهگیری از ایدئولوژی وهابیت که آن را در تمامی اروپا نیز گسترش داده، زیرساختهای جدال پایانناپذیر منطقهای و بحران امنیتی گسترش یابندهای را منعکس ساخته است.
وقتیکه حقوق بینالملل و سیاست بینالملل در وضعیت ناکارآمدی قرار میگیرند، طبیعی است که صرفاً معادله قدرت است که میتواند زمینههای مقابله با الگوهای تهاجمی بازیگرانی همانند عربستان را به وجود آورد.
الگوی رفتاری عربستان در نگرش رئالیسم ساختاری، بهگونهای است که موردحمایت قدرتهای بزرگ قرارگرفته و این حمایت در آینده ادامه خواهد داشت. اگر هیلاری کلینتون در انتخابات نوامبر 2016 به پیروزی برسد، مخاطرات امنیتی بیشتری برای خاورمیانه وجود خواهد داشت. علت شکلگیری این مخاطرات را باید در نقشی که هیلاری کلینتون در سازماندهی داعش ایفا کرد، جستجو نمود.
هیلاری کلینتون، بخش قابلتوجهی از هزینههای انتخاباتی خود را از طریق مجموعههای عرب محور در ایالاتمتحده به دست میآورد. چنین پیوندی بین هیلاری کلینتون و گروههای عرب محور که توسط عربستان سازماندهی میشود، به مفهوم آن است که: اولاً؛ حمایت عربستان از اقدامات و گروههای تروریستی خاورمیانه افزایش خواهد یافت؛ ثانیاً؛ اقدام بان کی مون برای خارج کردن نام عربستان از لیست سیاه را میتوان نوعی پاداش دیپلماتیک برای عربستان دانست.
نکته سوم اینکه؛ به قدرت رسیدن هیلاری کلینتون، فضای مربوط به پشتوانه راهبردی را برای مقامات عربستان در جهت گسترش بحران امنیتی در قالب رویاروییهای ایدئولوژیک و نسلکشی به وجود میآورد. در شرایط موجود که نام عربستان از لیست سیاه کشورهای حامی تروریست خارجشده است، باید در انتظار روزی بود که موضوع مربوط به سیاست عربستان با نسلکشی در یمن، بحرین و سایر حوزههای جغرافیایی پیوست یابد. انفجارهای امروز کربلا و بغداد توسط گروههایی انجام میگیرد که حمایتهای مالی و تسلیحاتی خود را از عربستان به دست میآورند.
این انفجارها ماهیت نسلکشی دارند و باید جهان درصدد طرح موضوعی باشد که عربستان در افکار عمومی جهان بهعنوان نماد نسلکشی معرفی شود.
بدون شک خروج عربستان از لیست سیاه ناقضان حقوق کودکان واذعان سازمان ملل به اینکه 60 درصد از کودکان جانباخته دریمن توسط ائتلاف سعودی کشته شده اند یک بار دیگر نشان داد که ساختار سازمان ملل تا چه حد معیوب است واساسا این سازمان به سازمانی درراستای حفظ منافع تامین کنندگان هزینه های مالی آن تبدیل شده است که در این میان نقش آمریکا در نهادینه کردن این کارکرد برای سازمان ملل بسیار تعیین کننده بوده است.
*منبع: روزنامه خراسان، 22 خرداد 1395
**گروه اطلاع رسانی**9117**9131

انتهای پیام /*

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395 ساعت: 12:20

صفحه بندی