
سازمان ملل در این گزارش ائتلاف عربستان را مسئول کشته شدن 60 درصد از کودکان یمنی دانست که طی سال گذشته در یمن کشته شدند.
این اقدام با واکنش تند عربستان روبهرو شد و مقامات این کشور با 'اغراقآمیز' خواندن گزارش سازمان ملل، خواستار خروج نام خود از فهرست سیاه گردیدند. نمایندگان کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز بلافاصله جلسهای اضطراری در نیویورک تشکیل دادند و در آن از بانکیمون تقاضای برگزاری یک نشست و اعتراض به حکم صادر شده علیه ائتلاف عربی کردند.
دبیر کل سازمان ملل نیز در اقدامی بیسابقه و با وجود همه اسناد و مدارکی که به وضوح بر مسوولیتهای عربستان در کشتار کودکان یمنی تأکید میکرد، تنها ساعاتی بعد از اعلام خشم ریاض، نام عربستان را 'تا مشخص شدن نتایج تحقیقات مشترک' از فهرست حذف کرد.
اما نکته باز هم جالبتر، چرخش مجدد بان کی مون، در مقابل سیل اعتراضات کشورها و نهادهای حقوق بشری از تصمیم جدید خویش است.
بانکی مون، در آخرین اظهار نظرهای خود خارج کردن ائتلاف به رهبری عربستان سعودی از فهرست سیاه عاملان کشتار کودکان یمنی را تصمیمی 'دشوار و دردناک' خواند. وی در جمع خبرنگاران گفت همچنان از محتوای گزارش خود درباره مسوولیت ائتلاف سعودی در کشتن حداقل 510 کودک یمنی و زخمی کردن 667 کودک دیگر دفاع میکند، اما با در نظر گرفتن تبعات قطع احتمالی کمکهای مالی برخی از کشورهای عرب به سازمانملل، ناگزیر شده به عنوان هماهنگکننده ارشد امور سازمان ملل چنین تصمیمی بگیرد.
دبیر کل سازمان ملل گفت عربستان او را تحت فشار غیر قابل قبولی قرار داد و تهدید کرد که کمکهای حیاتی مالیاش را قطع خواهد کرد، کمکهایی که به گفته آقای بان صرف رسیدگی به میلیونها کودک در فلسطین، سوریه، یمن و سودان جنوبی میشود. چنین اظهارات و رویکردهای متناقضی از جانب دبیر کل سازمانملل چند نکته را برای افکار عمومی جهان مشخص میسازد.
نخستین نکته این است که دبیر کل مهمترین و بزرگترین سازمان جهانی که قرار است نماینده همه کشورها و ملتهای جهان باشد، به گفته خودش دارای شخصیتی است که براحتی تحت فشارها و اعمال نفوذ کشورهای ذی نفوذ قرار میگیرد و حاضر میشود منافع و حقوق آسیب پذیرترین و بیپناه ترین اقشار جامعه بینالمللی یعنی 'کودکان' را فدای اغراض و منافع سیاسی چنین کشورهایی کند. از این رو چنین رویکردی بیشک نشانی بر عدم کفایت و درایت ایشان برای اداره امور سازمان مللاست.
نکته مهم دیگر بیاعتباری دوجانبه عربستان است. دو جانبه از این جهت که هم اعلام این موضع از سوی بانکی مون دیگر آبرویی برای خادمین حرمین شریف بهجای نگذاشت و نشان داد که مقامات سعودی بویی از حقوق انسانی و اسلامی نبرده و این توان را دارند که با دلارهای نفتی خود همه چیز را بخرند حتی حقوق کودکان بیگناهرا! از سوی دیگر در عرصه روابط بینالملل این امری رایج است که کشورهای قدرتمند و صاحب نفوذ به لابی گری و اعمال نفوذ بر کشورها و سازمانهای مختلف میپردازند و از این طریق بدون اینکه سایر کشورها رسماً متوجه شوند، اهداف و منافع خود را به پیش میبرند.
اما این نکته که وقتی عربستان و کشورهای همپیمانش میکوشند از این ابزار استفاده کنند، بلافاصله دبیر کل سازمان ملل آن را اعلام کرده و چنین افتضاح سیاسی برای عربستان رقم میخورد نشان از آن دارد که این کشور و همپیمانانش در شورای همکاری خلیج فارس به هیچ عنوان دارای آن میزان وجاهت، اعتبار و نفوذ بینالمللی نیستند که بتواند دبیر کل سازمان ملل را متقاعد به سکوت کرده و اهداف آنها را به پیش ببرد.
آخرین نکته آنکه به بار آمدن چنین افتضاحی برای عربستان و ائتلاف عربی و خبر ساز شدن آن در عرصه رسانهای بار دیگر توجه جامعه جهانی را به جنگ یمن و تلفات بالای آن جلب نموده و میتواند سبب افزایش فشارها بر عربستان برای پایان دادن به این جنگ قدرت طلبانه و بیثمر شود.
بدین ترتیب به نظر میرسد عملکرد و اظهارات ضد و نقیض بانکی مون در کنار تضعیف جایگاه حقوقی سازمان ملل، لطمهای به اعتبار بینالمللی عربستان و همپیمانانش وارد ساخت که شاید وارد کردن نام آنها در لیست سیاه کودک کشی نمیتوانست چنین آثار عمیق و وسیعی به دنبال داشته باشد.
*استاد دانشگاه
منبع: روزنامه ایران 23/03/1395
پژوهشم**1197**1717
انتهای پیام /*
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان