خرید بک لینک

قره باغِ كوهستاني (قره باغ- ناگورنو) پس از چند سال آرامش نسبي طي چهار روز گذشته شاهد درگيري نظامي ارمنستان و جمهوري آذربايجان بوده است. در اين درگيري ها كه از واپسين روز هفته گذشته آغاز شد 2 طرف با تانك، هلي كوپتر و توپخانه مواضع يكديگر را هدف قرار دادند كه در پي اين آتشباري ها تاكنون بيش از 30 تن كشته شده اند.
2 سال پيش نيز در پي سرنگوني يك هلي كوپتر ارمني با شليك نيروهاي نظامي جمهوري آذربايجان، موجي از نگراني ها در ارتباط با از سرگيري درگيري هاي نظامي ميان 2 همسايه قفقازي در منطقه قره باغ شكل گرفت اما با ميانجي گري هاي منطقه اي و بين المللي اين بحران در نطفه خاموش شد.
منطقه قره باغ كوهستاني بخشي از خاك جمهوري آذربايجان است كه زير تسلط ارمنيان ساكن اين منطقه قرار دارد. جمهوري خودخوانده قره باغ كه پس از پايان جنگ جدايي طلبانه در سال 1994 ميلادي تثبيت شد، به دست حكومت محلي اين منطقه و با پشتيباني نظامي و مالي جمهوري ارمنستان اداره مي شود.
مناقشه بر سر قره باغ به سال هاي روي كار آمدن رژيم كمونيستي در روسيه و ايجاد جمهوري سوسياليستي يا همان اتحاد جماهير شوروي باز مي گردد كه مناطق واقع در آسياي مركزي و قفقاز جنوبي به صورت كامل زير نگين مسكو قرار گرفت. منطقه قره باغ نيز در اين ميان و در قالب قفقاز جنوبي در جمهوري سوسياليستي شوروي هضم شد اما مناقشه بر سر اين منطقه هيچ گاه خاموش نماند.
پس از فروپاشي شوروي و استقلال جمهوري هاي پانزده گانه آن، زخم اين مناقشه بار ديگر سر باز كرد و به بحراني جدي ميان ارمنستان و جمهوري آذربايجان تبديل شد.
ارمنستان و جمهوري آذربايجان به دنبال فروپاشي شوروي در سال 1991 بر سر منطقه قره باغ درگير شدند. در اين ميان، قره باغ كوهستاني اعلام استقلال كرد اما اين استقلال مورد پذيرش بين المللي قرار نگرفت و نتيجه آن درگيري شديد نظامي ميان ارمنستان و جمهوري آذربايجان بود؛ درگيري هايي كه نتيجه آن كشته شدن نزديك به 30 هزار نفر و آوارگي هزاران نفر ديگر بود.
اين درگيري ها با مداخله هاي بين المللي و شكل گيري توافق آتش بسِ «بيشكك» در ماه مي 1994 (خردادماه 1373) فرونشست؛ آتش بسي كه با وجود نقض مكرر از سوي هر 2 طرف تاكنون پابرجا باقي مانده است. لرزان بودن آتش بس و قرار گرفتن ارمنستان و جمهوري آذربايجان در متن رقابت هاي منطقه اي در قفقاز جنوبي به ويژه ميان روسيه و تركيه موجب شده است هر از گاهي به بهانه هاي گوناگون درگيري هاي مقطعي ميان 2 همسايه قفقازي شكل بگيرد و آتش بس نقض شود.
بخش مهمي از دلايلِ از سرگيري درگيري هاي اخير ميان ارمنستان و جمهوري آذربايجان بر سر منطقه قره باغ نيز بايد در قالب اين رقابت هاي منطقه اي مورد تحليل قرار گيرد. اين مساله به ويژه با توجه به تنش هاي اخير در روابط مسكو و آنكارا بر سر بحران سوريه به ويژه پس از سرنگوني جنگنده روسي به دست ترك ها بيشتر جلب توجه مي كند.
در اين پيوند بايد گفت، روسيه از نخستين سال هاي فروپاشي شوروي و استقلال جمهوري هاي پانزده گانه، تلاش كرده است اين جمهوري ها را در قالب سياست «خارج نزديك» در مدار سياسي، امنيتي و اقتصادي خود نگاه دارد. به همين دليل بود كه روسيه همراه با اين 15 جمهوري در قالب كشورهاي مستقل همسود، «اتحاديه اقتصادي اوراسيا» و سازمان «پيمان امنيت جمعي» را تشكيل داد.
آن چه در نخستين سال هاي پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي براي روسيه اهميت بسيار داشت، نفوذ دوباره بر اين جمهوري ها و جلوگيري از افتادن آن ها به دامان غرب بود. غرب نيز در قالب سياست گسترش ناتو به شرق تمام تلاش خود را براي عضويت اين جمهوري ها در سازمان ناتو به كار برد.
از جمله جمهوري هايي كه از همان آغاز استقلالِ خود به سمت غرب گرايش پيدا كرد، جمهوري آذربايجان بود. تلاش هاي روسيه براي جلوگيري از پيوستن جمهوري آذربايجان به دامان غرب موفقيتي به دنبال نداشت. به همين دليل، روسيه سياست فشار بر باكو را در پيش گرفت.
يكي از مهم ترين ابزارهاي مسكو براي فشار بر باكو، استفاده از مناقشه جمهوري آذربايجان با ارمنستان بر سر منطقه قره باغ كوهستاني بود. به همين دليل بود كه از نخستين روزهاي شكل گيري بحران قره باغ، روسيه جانب ارمنستان را گرفت و در سال هاي پس از آتش بس نيز همواره با پشتيباني هاي سياسي و نظامي از ارمنستان در مسايل گوناگون بر جمهوري آذربايجان فشار وارد كرده است.
اين در حالي است كه تركيه در سال هاي پس از فروپاشي شوروي نوعي سياست پان تركيستي را در مناطق ترك نشين قفقاز و آسياي ميانه در پيش گرفت. همين مساله در كنار روابط نزديك آنكارا و غرب موجب رقابت پيدا و پنهان تركيه با روسيه در قفقاز جنوبي و نزديكي بيش از پيش تركيه و جمهوري آذربايجان شد. اين امر در كنار اختلاف تاريخي تركيه با ارمنستان بر سر مساله نسل كشي ارامنه در دوره امپراتوري عثماني، موجب شكل گيري نوعي رقابت ميان تركيه و روسيه در مساله قره باغ شده است.
با چنين پيشينه اي، آن چه در شرايط كنوني نقش مسكو و آنكارا را در بحران قره باغ پر رنگ تر مي سازد تيرگي روابط تركيه و روسيه بر سر سوريه است. از زمان سرنگوني جنگنده روسي، مسكو سياست افزايش فشارهاي سياسي، اقتصادي و حتي امنيتي بر آنكارا را در پيش گرفته است.
شماري از ناظران مي گويند يكي از ابزارهايي كه روسيه تلاش كرده است از آن به عنوان اهرم فشار بر تركيه بهره جويد، استفاده از بحران قره باغ كوهستاني است. از اين منظر، روسيه تلاش دارد بخشي از توان سياسي تركيه را در اين منطقه درگير كند و مانع از تحرك بيشتر آنكارا در مساله سوريه شود، به ويژه كه تركيه بيش از هر زمان ديگري در مساله سوريه در تنگنا قرار گرفته است.
اين در حالي است كه روسيه مي تواند اين هشدار را نيز به جمهوري آذربايجان بدهد كه دوري از مسكو و نزديكي به غرب هزينه هاي سياسي- امنيتي بسياري براي جمهوري آذربايجان به دنبال دارد. در برابر، با نزديكي به روسيه نه تنها از بار اين هزينه ها كاسته مي شود، بلكه مزاياي بسياري نيز نصيب باكو خواهد شد. از سوي ديگر به نظر نمي رسد تركيه نيز قصد پا پس كشيدن از رقابت با مسكو در سوريه يا قفقاز را داشته باشد و دست كم در سياست هاي اعلاني آنكارا در حمايت از رهبران باكو يا معارضان دولت دمشق نشاني از عقب گرد ديده نمي شود؛ مساله اي كه مي تواند به عنوان متغيري مهم در ادامه تنش هاي دوسطحي قره باغ –بين 2 كشور درگير و نيز مسكو و آنكارا- تاثيرگذار باشد.
**گروه پژوهش و تحليل خبري
پژوهشم**9347**9282** 9279

انتهای پیام /*

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1395 ساعت: 13:15

صفحه بندی