
در این مقاله آمده است: بی تردید یکی از رویدادهای ژئوپولتیکی مهم در قرن بیست و یکم ، جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا است، حادثه ای که بسیاری از سران اروپایی و حتی رئیس جمهوری آمریکا و تا حدی چین را متأثر و نگران نمود.
این جدایی باعث شد دیوید کامرون نخست وزیر محافظه کار انگلیس وادار به استعفا شود و آینده اتحادیه اروپا و روند همگرایی بین اعضای آن در هاله ای از ابهام قرار گیرد.
از دلایل جدایی این کشور می توان به اختلافات مالی لندن با محور پاریس- برلن، بحران فراگیر یورو، سیاست های ریاضت اقتصادی این اتحادیه و روند مهاجر پذیری آن که به شدت باعث نگرانی بریتانیا شده بود و همچنین خود محوری انگلستان و تکروی آن در کنش های منطقه ای و بین المللی به عنوان عضو شورای امنیت، گروه جی 8 و دارنده سلاح های پیشرفته هسته ای اشاره نمود.
باید توجه داشت که انگلستان سال هاست که در مجموعه اتحادیه اروپا ساز مخالف زده است، حتی هنگام شکل گیری بدنه اصلی این اتحادیه در سال 1957، انگلستان از پیوستن به آن سر باز زد و بعدها در سال 1973 با شرط و شروط به این مجموعه پیوست.
حال با در نظر گرفتن شرایط فعلی، بعضی تحلیلگران معتقدند بریتانیا می تواند با بازیابی تسلط کامل بر مرزهایش و با توجه به زیرساختهای قوی و همچنین ارتباط استراتژیکش با آمریکا و تعدادی از کشور های گروه بریکس و چین اوضاع خود را بهبود دهد.
در حالی که دیگر تحلیل گران معتقدند خروج انگلستان از اتحادیه ای با تولید ناخالص ملی 18 هزار میلیارد دلار و جمعیت بیش از 500 میلیون باعث خروج سرمایه از بانک های بریتانیا، تضعیف هژمون فرهنگی انگلستان و افزایش ریسک سرمایه گذاری در آن می شود.
این رویداد می تواند باعث جدایی اسکاتلند و ایرلند از بریتانیا کبیر باشد زیرا این دو کشور با جدایی از اتحادیه اروپا مخالف بودند.
لازم به ذکر است که اتحادیه اروپا از بدو تأسیس مقاطع حساسی را (دوران جنگ سرد، بحران شرق اروپا، بحران های مالی و ...) را از سر گذرانده است.
پیمان های ماستریخ در 1990 و لیسبون در 2007 میلادی نقطه اوج تغییرات حاصل از این بحران به شمار می رود.
امروزه در این اتحادیه بین کشور های آلمان و فرانسه و در سطح پایین تر اسپانیا و ایتالیا بر سر مدیریت بحران مالی و سیاست های خارجی این مجموعه اختلافات بسیاری است، از سوی دیگر، کشور های شرق اتحادیه از جمله یونان، مجارستان، لهستان، اسلواکی و ... خود بین یکدیگر و همچنین با محور غربی اتحادیه اروپا (آلمان، فرانسه) برای کسب اختیارات بیشتر در تنش به سر می برند.
همچنین چندگانگی فرهنگی، نژادی، مسئله مهاجران بیشمار، چگونگی و میزان پرداخت حق عضویت، تعامل در ساختار ناتو باعث شده است که این اتحادیه نتواند استراتژی واحد و باثبات در قبال بحران های جهانی (بحران کوزوو، بحران اکراین، تنشهای سوریه و ...) اتخاذ نماید.
حال باید به این پرسش پاسخ داد که آیا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به نفع ایران خواهد بود یا نه؟ در پاسخ به این پرسش می توان گفت اگر ایران بتوا ند با تقویت روابط خود و در نظر گرفتن منافع مشترک کشور های این اتحادیه گام بردارد، این رویداد به نفع ایران خواهد بود.
زیرا انگلیس به عنوان متحد راهبردی آمریکا در منطقه آتلانتیک، نقش مخربی را در تحریم های وضع شده اتحادیه بر علیه ایران داشته است.
از سوی دیگر با خروج انگلیس، اتحادیه اروپا بخش مهمی از توان نظامی خود را از دست خواهد داد و قدرت کنش گری خصمانه آن در قبال کشور هایی از قبیل ایران تضعیف خواهد شد.
جدایی بریتانیا می تواند کشور های محوری آلمان، فرانسه و ایتالیا را با سرعت بیشتری به ایران نزدیک نماید و از این طریق ایران می تواند از قدرت هنجاری این مجموعه، بیشترین بهره را ببرد.
با در نظر گرفتن موارد فوق، نگارنده معتقد است تضعیف هر چه بیشتر اتحادیه اروپا (در اثر جدا شدن سایر کشور ها) باعث می شود که ایران بتواند با کشور های شرق اروپا (حوزه بالکان) و جنوب آن (کشور های شمال مدیترانه) روابطی دوستانه که تضمین کننده منافع طرفین است، داشته باشد.
و دیگر کمتر شاهد رفتار های یکدست اروپا در قبال ایران که در بسیاری از موارد بر ضد کشورمان بوده است باشیم.
خصوصا در شرایطی که گروه های تروریستی از قبیل داعش و حامیان پرشمارشان در منطقه که به شدت امنیت ایران و کشور های اروپایی را تهدید می کنند.
با این تفاسیر، دستگاه دیپلماسی ایران نباید فراموش کند که با خروج بریتانیا، آمریکا با اتخاذ استراتژی های چند بعدی و چند لایه، روابط خود را با محور پاریس- برلن و کشور های شرق اتحادیه (جرج بوش آن ها را اروپای جوان نامیده بود) تقویت خواهد نمود.
ولی وجود اختلافات ساختاری بین طرفین (برای مثال، عدم همکاری آلمان و فرانسه در جنگ با صدام و ...) کار آمریکا را دشوار خواهد نمود.
در صورتی که ایران بتواند در این میان با سیاستی واقع گرایانه و پراگماتیک ایفای نقش نماید، می تواند فرآیند شکل گیری یک اروپای متحد بر علیه کشورمان را تضعیف نماید.
2047/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان